シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2367 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۶۷

  1. نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده

G2367:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده·هر زمان گوید که چونی ای دل بی‌چون شده
  2. 2 دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند·تا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
  3. 3 نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست·عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
  4. 4 چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی·فتنه خورشید گشته آفت گردون شده
  5. 5 ذره‌ها اندر هوا و قطره‌ها در بحرها·در دماغ عاشقانش باده و افیون شده
  6. 6 واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش·خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده
  7. 7 پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش·مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده

ganjoor: sh2367 · public domain