シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2367› 対句 7 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۶۷
- پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده
G2367:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده·هر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شده
- 2 دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند·تا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
- 3 نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست·عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
- 4 چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی·فتنه خورشید گشته آفت گردون شده
- 5 ذرهها اندر هوا و قطرهها در بحرها·در دماغ عاشقانش باده و افیون شده
- 6 واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش·خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده
- 7 پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش·مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده
ganjoor: sh2367 · public domain