Divan-e Shams› Ghazal 237› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۷
- گفتمش: «خود ما کهیم، این صدا گفتار ما زانک کُه را اختیار، نبود ای مختار ما»
G237:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما·یوسف دیدار ما، رونق بازار ما
- 2 بر دم امسال ما، عاشق آمد پار ما·مفلسانیم و تویی، گنج ما دینار ما
- 3 کاهلانیم و تویی، حج ما پیکار ما·خفتگانیم و تویی، دولت بیدار ما
- 4 خستگانیم و تویی، مرهم بیمار ما·ما خرابیم و تویی، از کرم معمار ما
- 5 دوش گفتم عشق را: «ای شه عیار ما·سر مکش منکر مشو، بردهای دستار ما»
- 6 پس جوابم داد او: «کز تو است این کار ما·هر چه گویی وادهد، چون صدا کهسار ما»
- 7 گفتمش: «خود ما کهیم، این صدا گفتار ما·زانک کُه را اختیار، نبود ای مختار ما»
- 8 گفت: «بشنو اولا شمهای ز اسرار ما·هر ستوری لاغری کی کشاند بار ما؟»
- 9 گفتمش: «از ما ببر, زحمت اخبار ما·بلبلی مستی بکن، هم ز بوتیمار ما
- 10 «هستی تو فخر ما، هستی ما عار ما·«احمد و صدیق بین، در دل چون غار ما»
- 11 می ننوشد هر میی مست دردی خوار ما·خور ز دست شه خورد مرغ خوش منقار ما
- 12 چون بخسپد در لحد، قالب مردار ما·رسته گردد زین قفس، طوطی طیار ما
- 13 خود شناسد جای خود، مرغ زیرکسار ما·بعد ما پیدا کنی، در زمین آثار ما
- 14 گر به بستان بیتوییم، خار شد گلزار ما·ور به زندان با توییم، گل بروید خار ما
- 15 گر در آتش با توییم، نور گردد نار ما·ور به جنت بیتوییم، نار شد انوار ما
- 16 از تو شد باز سپید، زاغ ما و سار ما·بس کن و دیگر مگو، کاین بود گفتار ما
ganjoor: sh237 · public domain