Leer Libro 1 El rey envía mensajeros a Samarcanda para traer al orfebre Verso 204

M1:204 — چون ز رنجوری جمال او نماند / جان دختر در وبال او نماند

چون ز رنجوری جمال او نماندجان دختر در وبال او نماند
✦ Renderizar este beyt en Español

M1:204

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون از رنجوری، زیبایی‌اش از میان رفت، جان دختر دیگر در گرو دل‌بستگی به او نماند. معنا: با از بین رفتن زیبایی و سلامت زرگر به دلیل بیماری، دل‌بستگی کنیزک به او نیز فروکش کرد و او دیگر اسیر عشق زرگر نماند.

شرح

این بیت نقطهٔ عطفی حیاتی در حکایت شاه و کنیزک و زرگر است؛ نقطه‌ای که مولانا از آن برای گشودن گنجینهٔ معنای عشق راستین بهره می‌برد. می‌دانید که آن حکیم دانا، زرگر را با شربتی آهسته می‌گداخت تا عشق کنیزک را که بر مبنای «رنگ» بود، زایل کند. همین که «جمال او نماند»، یعنی زیبایی و طراوت جسمانی و شور و زندگانی‌اش به تحلیل رفت، «جان دختر در وبال او نماند». "وبال" اینجا به معنی سنگینی، بار و تبعات منفی است. دل دختر دیگر اسیر این بار و این دلبستگیِ سُست‌بنیاد نماند.

اینجا مولانا به ما می‌آموزاند که هر دلبستگی‌ای که بر بنیان‌های متغیر و زوال‌پذیر (چون جوانی، زیبایی، ثروت، مقام) بنا شود، ناپایدار است و فرجامی جز «ننگ» ندارد. "عشق‌هایی کز پی رنگی بود، عشق نبود عاقبت ننگی بود." این بیت، در واقع، مقدمهٔ همین نتیجه‌گیری بنیادین است. دلِ کنیزک پیش‌تر نه به ذات و حقیقت زرگر، بلکه به جمال و حال او بسته شده بود؛ حال آنکه جمال، صفتِ رنگین و رفتنی‌ست. و چون این رنگ رفت، دل نیز برمی‌گشت. این به ما می‌گوید که دل‌بستن به هر آنچه فانی و «مرده» است، در نهایت به ناکامی می‌انجامد، زیرا «مرده سوی ما آینده نیست».

فهم این بیت، درکمان را از کار حکیم نیز کامل‌تر می‌کند. او نه تنها زرگر را از میان برداشت، بلکه بستر را برای رستگاری معنوی کنیزک و بازگشتش به عشق حقیقی آماده ساخت. حکیم با این تدبیر، در واقع، کنیزک را از «عشق مرده» رهانید تا آمادهٔ عشق به «زنده» شود – همان زنده‌ای که «از شراب جان‌فزا ساقی است» و هرگز نمی‌میرد. اینجاست که می‌بینیم حتی اقدامات ظاهراً خشن، در طرح الهی مولانا، می‌توانند به رستگاری و تعالی روح منجر شوند؛ چرا که «کار از کار خیزد در جهان» و هر رویدادی، غایتی بلندتر دارد.

نکات کلیدی

  • عشق‌های ظاهری و «رنگی» ناپایدارند و به ناکامی می‌انجامند.
  • فناپذیری جمال و ثروت، دل‌بستگی‌های مبتنی بر آن‌ها را زایل می‌کند.
  • این بیت مقدمه‌ای برای تعالیم عمیق مولانا دربارهٔ عشق حقیقی و جاودان است.
  • حکمت الهی گاه از طریق وقایع به‌ظاهر ناخوشایند، راه را برای تعالی روح می‌گشاید.

Sources: d1-s20 · 00:52:54 d1-s20 · 00:02:45

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.