Leer› Libro 3› Sección 115 ← anterior · siguiente →
بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو
La venganza de David (la paz sea con él) por un derramamiento de sangre después de que se le probara la culpa
- M3:2486 هم بدان تیغش بفرمود او قصاصکی کند مکرش ز علم حق خلاص؟
- M3:2487 حلم حق گرچه مواساها کندلیک چون از حد بشد پیدا کند
- M3:2488 خون نخسپد درفتد در هر دلیمیل جست و جوی و کشف مشکلی
- M3:2489 اقتضای داوری رب دینسَر بر آرد از ضمیر آن و این
- M3:2490 کان فلان چون شد چه شد حالش چه گشتهمچنانک جوشد از گلزار کشت
- M3:2491 جوشش خون باشد آن وا جستهاخارش دلها و بحث و ماجرا
- M3:2492 چونک پیداگشت سِر کار اومعجزه داود شد فاش و دوتو
- M3:2493 خلق جمله سر برهنه آمدندسر به سجده بر زمینها میزدند
- M3:2494 ما همه کوران اصلی بودهایماز تو ما صد گون عجایب دیدهایم
- M3:2495 سنگ با تو در سخن آمد شهیرکز برای غزو طالوتم بگیر
- M3:2496 تو به سه سنگ و فلاخن آمدیصد هزاران مرد را بر هم زدی
- M3:2497 سنگهایت صدهزاران پاره شدهر یکی هر خصم را خونخواره شد
- M3:2498 آهن اندر دست تو چون موم شدچون زرهسازی تورا معلوم شد
- M3:2499 کوهها با تو رسایل شد شکوربا تو میخوانند چون مقری زبور
- M3:2500 صد هزاران چشم دل بگشاده شداز دم تو غیب را آماده شد
- M3:2501 و آن قویتر زان همه کین دایمستزندگی بخشی که سرمد قایمست
- M3:2502 جان جملهٔ معجزات اینست خودکو ببخشد مرده را جان ابد
- M3:2503 کشته شد ظالم جهانی زنده شدهر یکی از نو خدا را بنده شد