خواندن› دفتر ۴› بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت› بیت ۱۴۱۲
M4:1412 — کاش چون طفل از حیل جاهل بدی / تا چو طفلان چنگ در مادر زدی
M4:1412
شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط شدهٔ مثنوی وی
شرح
جلسهٔ 25 — [00:49:15] عقل قربان کردن در پیش مصطفی
مثالیست که بارها هم گفتم. باز مولوی اینجا قصهٔ زیرکی رو میاره وسط. میگه ببین، وقتی که طوفان و سیل همه جا رو گرفت، خب کشتی، نوح کشتی ساخته بود به امر خداوند و صدا زد، من جمله فرزندش رو. گفت بیا در کشتی بنشین. «إِنَّهُ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ». هیچ کسی امروز از امر خدا نجات نخواهد یافت. یعنی فرمان الهی که رسیده که همه هلاک بشن، مگر کشتینشینان.
جلسهٔ 25 — [00:55:07] منت خدا بر اولیا و علم وحی دل
به زبانِ تو — AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.