خواندن دفتر ۴ بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست بیت ۳۲۳۹

M4:3239 — پس بگفتندش چه جای خنده است / قحط بیخ مؤمنان بر کنده است

پس بگفتندش چه جای خنده استقحط بیخ مؤمنان بر کنده است
✦ ارائه این بیت به your language

M4:3239

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.