خواندن› دفتر ۴› بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست› بیت ۳۲۴۰
M4:3240 — رحمت از ما چشم خود بر دوختست / ز آفتاب تیز صحرا سوختست
رحمت از ما چشم خود بر دوختستز آفتاب تیز صحرا سوختست
✦ ارائه این بیت به your language
M4:3240
❋ ❋ ❋
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
❋
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.