خواندن دفتر ۵ بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد بیت ۳۴۸۶

M5:3486 — تو عدو را می دهی و نی‌شکر / بهر چه گو زهر خند و خاک خور

تو عدو را می دهی و نی‌شکربهر چه گو زهر خند و خاک خور
✦ ارائه این بیت به your language

M5:3486

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.