خواندن دفتر ۵ بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد بیت ۳۴۸۷

M5:3487 — زد ز غیرت بر سبو سنگ و شکست / او سبو انداخت و از زاهد بجست

زد ز غیرت بر سبو سنگ و شکستاو سبو انداخت و از زاهد بجست
✦ ارائه این بیت به your language

M5:3487

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.