دیوان شمس غزل ۳۰۰ بیت ۴ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۰

  1. جان ز ذوق تو چو گربه لب خود می‌لیسید من چو طفلان سر انگشت گزیدم همه شب

G300:4

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب·وآن حدیثِ چو شکر کز تو شنیدم همه شب
  2. 2 گرچه از شمع تو می‌سوخت چو پروانه دلم·گرد شمع رخ خوب تو پریدم همه شب
  3. 3 شب به پیش رخ چون ماه تو چادر می‌بست·من چو مه چادر شب می‌بدریدم همه شب
  4. 4 جان ز ذوق تو چو گربه لب خود می‌لیسید·من چو طفلان سر انگشت گزیدم همه شب
  5. 5 سینه چون خانهٔ زنبور پر از مشغله بود·کز تو ای کان عسل شهد کشیدم همه شب
  6. 6 دام شب آمد جان‌های خلایق بربود·چون دل مرغ در آن دام طپیدم همه شب
  7. 7 آنکه جان‌ها چو کبوتر همه در حکم وی اند·اندر آن دام مر او را طلبیدم همه شب

ganjoor: sh300 · public domain