قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن› بیت ۱۸۸۲
M1:1882 — چون شدی در خوی دیوی استوار / میگریزد از تو دیو نابکار
M1:1882
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
وقتی کسی در بدی و صفات شیطانی به چنان درجهای از تبحر و استواری برسد که خود شیطان نیز از او میگریزد و او را به استادی میپذیرد.
در این بخش از مثنوی، مولانا در حال هشدار دادن دربارهٔ خطرات شهرتطلبی و جلب توجه عوام است. او این مسیر را به سقوطی معنوی تشبیه میکند که در آن، انسان به تدریج هویت انسانی خود را از دست میدهد.
این بیت نقطهٔ اوج این سقوط را به تصویر میکشد. در ابیات قبل، مولانا میگوید ابتدا شیطان به سراغ انسان میآید تا او را بفریبد و به راه خود بکشاند. اما اگر انسان در این راه پیش رود و در «خوی دیوی» چنان استوار و ماهر شود، کارش از خود شیطان هم بالاتر میگیرد. در این مرحله، نسبت استاد و شاگردی معکوس میشود: انسان چنان در شرارت و نفسانیت غرق شده که دیگر نیازی به وسوسهٔ شیطان ندارد، بلکه خود به منشأ شر تبدیل میشود. به همین دلیل، «دیو نابکار» (شیطان پست و بیارزش) که روزی استاد او بود، حالا از شاگرد پیشرفتهٔ خود میگریزد، چرا که او را بدتر و خطرناکتر از خود مییابد.
این تصویر تکاندهنده، نهایت تباهی حاصل از پیروی هوای نفس و فریفته شدن به تحسین دیگران را نشان میدهد؛ مرحلهای که در آن، انسان از مقام انسانیت چنان هبوط میکند که حتی شیطان نیز از او دوری میجوید.
- خوی
- خصلت، عادت، طبیعت، سرشت
- استوار
- محکم، پابرجا، ثابتقدم
- نابکار
- بیارزش، فرومایه، پست، شریر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.