قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن› بیت ۱۸۸۳
M1:1883 — آنک اندر دامنت آویخت او / چون چنین گشتی ز تو بگریخت او
M1:1883
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
آن شیطانی که پیش از این برای فریفتن تو تلاش میکرد، وقتی دید که تو در خوی و خصلت از او بدتر شدهای، از تو فرار کرد.
این بیت نتیجهٔ تمثیلی است که مولوی برای شرح زیانهای شهرتطلبی و مورد توجه عوام قرار گرفتن بیان میکند. در ابیات قبل، او انسانی را توصیف میکند که در اثر توجه و ستایش دیگران، به تدریج صفات انسانی خود را از دست میدهد و به موجودی بدتر از دیو تبدیل میشود.
مولوی میگوید تا زمانی که تو «آدم» بودی، شیطان (دیو) به دنبالت بود تا تو را بفریبد و به دام اندازد (به دامنت میآویخت). کار شیطان، گمراه کردن انسان است. اما وقتی در اثر غرور و خودبینی، چنان در خصلتهای شیطانی استوار و پست شدی که از خود شیطان هم پیشی گرفتی، همان شیطان که زمانی خریدار تو بود، از تو وحشتزده گریخت.
این تصویرسازی قدرتمند، عمق سقوط اخلاقی فرد را نشان میدهد: او به چنان درجهای از زشتی باطنی رسیده که حتی مظهر شرارت نیز از او بیزار و گریزان است. این هشداری است در مورد اینکه چگونه ستایش خلق میتواند انسان را از انسانیت تهی کرده و به موجودی تبدیل کند که حتی شیطان نیز از او ننگ دارد.
- آنک
- آن کسی که، او که
- اندر
- در، داخلِ
- آویختن
- آویزان شدن، چنگ زدن، متوسل شدن
- گشتی
- شدی، گردیدی
- بگریخت
- فرار کرد، گریخت
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.