قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است› بیت ۲۱۱۴
M1:2114 — آن ندایی کاصل هر بانگ و نواست / خود ندا آنست و این باقی صَداست
M1:2114
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت میان «ندا» (ندای الهی) و «صدا» (پژواک آن) تمایز قائل میشود. ندای حقیقی، ندای بیواسطهٔ خداوند است که اصل و منشأ تمام اصوات عالم است و بقیهٔ صداها تنها بازتابی از آن حقیقت اصلی هستند.
در این داستان، عمر (خلیفهٔ دوم) به خوابی اسرارآمیز فرو میرود و ندایی از جانب حق میشنود. مولانا از این فرصت استفاده میکند تا ماهیت این «ندا» را شرح دهد. این ندا، یک صدای معمولی نیست، بلکه ندای آفرینش و وحی است؛ همان صدایی که در ازل با پرسش «اَلَستُ بِرَبِّکُم؟» (آیا من پروردگار شما نیستم؟) جهان را به هستی فراخواند.
این بیت، هستیشناسی صدا را در عرفان مولوی بیان میکند. «ندا»ی الهی، اصل و حقیقت است؛ زنده، آفریننده و مستقیم از مبدأ صادر میشود. در مقابل، تمام صداهای دیگر در این جهان، از جمله سخن انسانها، موسیقی و اصوات طبیعت، صرفاً «صَدا» یا پژواک و بازتابی از آن ندای اصلی هستند. همانطور که تصویر در آینه، اصل نیست و تنها بازتابی از یک وجود حقیقی است، اصوات این جهان نیز بازتابی از کلام الهیاند.
این تمایز، شنونده را به فراتر رفتن از ظواهر و شنیدن اصل حقیقت در پس پردهٔ صداهای روزمره دعوت میکند. همانطور که ابیات بعدی نشان میدهند، این ندای اصلی، زبانی جهانی دارد که حتی جمادات نیز آن را درک میکنند، زیرا زبان وجود و هستی است.
- نوا
- آواز، نغمه، سرود
- صَدا
- پژواک، بازگشت صدا
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.