قرائت دفتر ۱ بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد بیت ۲۱۹۱

M1:2191 — پیر لرزان گشت چون این را شنید / دست می‌خایید و بر خود می‌طپید

پیر لرزان گشت چون این را شنیددست می‌خایید و بر خود می‌طپید
پیرمرد با شنیدن این سخنان به لرزه افتادو از شدت پشیمانی، دست خود را می‌گزید و بی‌قرار بود
وقتی پیرمرد مطرب پیام محبت‌آمیز خداوند را از زبان عمر شنید، از شرم و پشیمانی به خود لرزید و از فرط حسرت و بی‌قراری دستش را گاز می‌گرفت.

M1:2191

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.