قرائت دفتر ۱ بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان بیت ۲۶۷

M1:267 — جمله عالَم زین سبب گمراه شد / کم کسی ز ابدالِ حقّ آگاه شد

جمله عالَم زین سبب گمراه شدکم کسی ز ابدالِ حقّ آگاه شد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:267

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تمام جهان به همین دلیل به بیراهه رفت، زیرا کمتر کسی از اولیای حق آگاه شد.

معنا: مولانا تأکید می‌کند که گمراهی جهانیان از آنجاست که اعمال و جایگاه عارفان و پیامبران را با خود مقایسه می‌کنند و به تفاوت‌های عمیق باطنی آن‌ها بی‌توجه‌اند.

شرح

این بیت، پرده از یکی از مهلک‌ترین مغالطه‌های بشری برمی‌دارد: مغالطهٔ «قیاس از خود گرفتن». ما در این جهان همواره درگیر ظواهر هستیم و به سادگی، باطن‌ها را نادیده می‌گیریم. مولانا به ما هشدار می‌دهد که این هم‌سنجی نابجا، گمراهیِ عالم‌گیر را به دنبال داشته است؛ زیرا آدمیان، خاصانِ حق — پیامبران و اولیای او — را با خود هم‌تراز می‌پندارند. ابدال حق، گرچه به ظاهر همچون مردمان عادی می‌نمایانند و در کوچه‌ها و بازارها راه می‌روند و می‌خورند و می‌خوابند، اما در باطن، جهانی دیگرند. کم‌بینی همین تفاوت بی‌کران است که ما را از درک حقیقت دور می‌سازد.

من این را بارها گفته‌ام که مولانا با مثال‌های گوناگون این نکته را روشن می‌کند. مگر نه اینکه دو نوع زنبور از یک گل می‌خورند، اما یکی نیش می‌سازد و دیگری عسل؟ مگر نه اینکه دو نوع آهو از یک آب و گیاه می‌خورند، اما از یکی فضله و از دیگری مشک ناب برمی‌آید؟ مگر نه اینکه دو نی از یک آبشخور سیراب می‌شوند، اما یکی تهی است و دیگری پر از شکر؟ این‌ها همه نمونه‌هایی هستند از هزاران «اشباه» (مشابهات ظاهری) که «فرقشان هفتاد ساله راه بین». این تفاوت نه در ظاهر، بلکه در تبدیلِ درونی است؛ یکی آنچه را می‌خورد تبدیل به پلیدی و بخل و حسد می‌کند، و دیگری همان را به نور خدا و عشق احد بدل می‌سازد. دقیقاً مثل قرآن که برای مؤمن شفا و رحمت است و برای ظالم جز زیان نمی‌افزاید. غذایی واحد، اما در دو مزاج متفاوت، دو نتیجهٔ کاملاً مختلف به بار می‌آورد. اینجا کارخانهٔ وجودی هر کس است که تعیین می‌کند خوراکش به چه چیزی تبدیل شود.

مولانا ادامه می‌دهد که انسان اگر طبعش پاک نباشد، عمر طولانی جز طولانی کردن رذالت نیست. یادآور دعای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه می‌شوم که می‌فرماید: «و عمرنی ما کان عمری بذلة فی طاعتک، فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک.» یعنی خدایا، تا زمانی که عمرم در راه بندگی توست، به من عمر بده؛ اما اگر چراگاه شیطان شد، جانم را بگیر. این دقیقاً همان نکتهٔ مولاناست: طول عمر فی‌نفسه فضیلت نیست، بلکه کیفیت زیستن و تغییر باطن است که ارزش حقیقی دارد.

این نادیده گرفتن باطن، حتی در قیاس میان سحر و معجزه نیز دیده می‌شود. ساحران موسی نیز عصاهایی داشتند، اما کجا می‌توان عصای آن‌ها را با عصای موسی مقایسه کرد؟ یکی عمل مکر است و دیگری رحمت و اعجاز حق. کافرانِ بوزینه‌طبع، در جدال‌هایشان، تنها تقلید می‌کنند؛ بی‌آنکه به ماهیت و ریشه‌های متفاوت اعمالشان آگاه باشند. همین‌طور منافقی که کنار مؤمنی به نماز می‌ایستد؛ صورت یکی است، اما نیت و روح عملشان فرسنگ‌ها از هم دور است. یکی از روی نیاز و بندگی می‌آید و دیگری از پی خودنمایی و فریب.

پس، این بیت یک دعوت ریشه‌ای به تأمل است. ما باید فراتر از ظواهر گلیم خود را دراز کنیم و به تفاوت‌های بی‌منتها میان سیرت‌ها پی ببریم. تنها یک «صاحب ذوق» است که آب شور را از آب شیرین بازمی‌شناسد. این تشخیص باطنی، اولین گام برای رهایی از گمراهی و گشودن افق‌های حقیقت بر روی دل آدمی است.

نکات کلیدی

  • گمراهی انسان نتیجهٔ قیاسِ ناصواب باطن پاکان با ظاهر خویش است.
  • تفاوت میان انسان‌ها نه در ظاهر، بلکه در جوهر درونی و کیفیّت تبدیل آنچه از عالم می‌گیرند، نهفته است.
  • اعمال واحد، در وجودهای متفاوت، نتایج متضاد به بار می‌آورد (عسل و نیش، مشک و سرگین، نور و پلیدی).
  • عمر طولانی برای کسی که طبعش پلید است، صرفاً طولانی کردن رذایل است؛ تغییر باطن بر طول عمر ارجحیت دارد.
  • تشخیص حقیقت نیازمند 'ذوق سلیم' و بینش باطنی است، نه صرف نگاه ظاهری.

Sources: d1-s22 · 50:46:20 d1-s22 · 53:30:40 d1-s22 · 01:07:11

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.