قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب› بیت ۲۷۳۶
M1:2736 — پس سبو برداشت آن مرد عرب / در سفر شد میکشیدش روز و شب
M1:2736
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مرد عرب با ایمانی ساده و خالص، هدیهی گرانبهای خود را که همان کوزهی آب باران بود، برداشت و سفری طولانی را برای رساندن آن به خلیفه آغاز کرد و شب و روز از آن محافظت میکرد.
این بیت لحظهی آغاز سفر مرد بادیهنشین را به تصویر میکشد. او که به تشویق همسرش، آب بارانِ جمعشده در کوزه را هدیهای بینظیر برای خلیفه میداند، با تمام وجود این مأموریت را آغاز میکند. عمل «برداشتن سبو» و «کشیدنش روز و شب» صرفاً یک حرکت فیزیکی نیست، بلکه نمادی از حمل بارِ یک باور و عشق خالصانه است.
مولانا در اینجا سادگی و صداقت این مرد را برجسته میکند. او از سختی راه و بیارزش بودن هدیهاش در مقابل خزانهی خلیفه بیخبر است. تمام دنیای او در همان کوزه خلاصه شده و تمام همتش صرف رساندن سالم آن به مقصد میشود. این بیت، مقدمهای است برای نشان دادن تضاد میان ارزشگذاریهای دنیای مادی و معیارهای دنیای عشق و معنا. از دیدگاه عرفانی، این مرد سالکی است که با تمام دارایی معنوی خود (که شاید در چشم دیگران ناچیز باشد) خالصانه به سوی معشوق ازلی حرکت میکند و در این راه، شب و روز مراقب گوهر وجود خویش است.
- سبو
- کوزه، ظرف سفالی برای آب
- در سفر شد
- به سفر رفت، راهی سفر شد
- میکشیدش
- آن را حمل میکرد، با خود میبرد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.