قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون› بیت ۲۸۱۱
M1:2811 — ریش گاو و بندهٔ غیر آمد او / غرقه شد کف در ضعیفی در زد او
M1:2811
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، حال کسی را توصیف میکند که به جای عشق ورزیدن به حقیقت پایدار (کل)، دل به پدیدههای ناپایدار و زودگذر (جزء) میبندد و در نهایت، مانند غریقی که به کفی روی آب چنگ میزند، به چیزی بیارزش و ضعیف پناه میبرد و نابود میشود.
مولانا در این بخش، تفاوت میان «عاشقان کل» و «عشاق جزء» را بیان میکند. «کل» همان حقیقت الهی و منبع اصلی وجود است و «جزء» پدیدههای گذرا و ظواهر دنیوی است که تنها پرتوی از آن حقیقت هستند.
این بیت، سرنوشت «عاشق جزء» را به تصویر میکشد. چنین شخصی، به جای بندگیِ اصل، «بندهٔ غیر» میشود؛ یعنی تمام وجود خود را وقف چیزی میکند که اصالت ندارد. عبارت «ریش گاو» در ادبیات کهن کنایه از امر بیهوده و بیارزش است. مولانا میگوید این فرد، خود را درگیر امری بیفایده کرده و بردهی غیر خدا شده است.
مصرع دوم این وضعیت را با تمثیلی قدرتمند تکمیل میکند: او مانند کسی است که در حال غرق شدن است اما برای نجات، به «کف» روی آب چنگ میزند. در عرفان مولانا، «کف» نماد صورتها و پدیدههای ظاهری و ناپایدار جهان است، در حالی که «دریا» نماد حقیقت پایدار و باطنی است. کسی که حقیقت را رها کرده و به ظواهر دل بسته، در واقع برای نجات از غرق شدن در دریای حوادث، به ضعیفترین و فانیترین چیزها متوسل شده است که نه تنها او را نجات نمیدهد، بلکه نابودیاش را حتمی میکند.
- ریش گاو
- کنایه از چیز بیارزش، بیفایده و بیهوده.
- غیر
- در اصطلاح عرفانی، هر آنچه جز خداست؛ ماسویالله.
- غرقه
- غرقشده، فرورفته در آب.
- کف
- کف روی آب؛ در اینجا نماد پدیدههای ظاهری، ناپایدار و بیاساس جهان است.
- در زد او
- چنگ زد، متوسل شد.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.