قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون› بیت ۲۸۱۲
M1:2812 — نیست حاکم تا کند تیمار او / کار خواجهٔ خود کند یا کار او
M1:2812
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت وضعیت رقتانگیز کسی را توصیف میکند که بندهٔ غیرخدا شده است: او اربابی ندارد که واقعاً از او حمایت کند و در نتیجه، بین خدمت به معشوق ظاهری و رسیدگی به نیازهای واقعی خودش سرگردان و بلاتکلیف است.
این بیت در ادامهٔ تمثیل «عاشق دیوار» آمده است. مولانا انسانی را که به پدیدههای گذرا و ظواهر دنیا دل میبندد، به بردهای تشبیه میکند که به جای خدمت به ارباب حقیقی (خدا)، بندهٔ یک «غیر» شده است. این «غیر» (مانند دیوار در تمثیل) خودش صاحب اختیار و قدرتی نیست.
در مصرع اول، «نیست حاکم تا کند تیمار او»، مولانا میگوید این برده، ارباب و سرپرستی ندارد که به فکر او باشد و از او مراقبت کند. معشوق مجازی و دنیوی، مانند آن دیوار، اصالتی از خود ندارد و نمیتواند حامی واقعی عاشق باشد. در نتیجه، این عاشقِ اسیر، در یک بلاتکلیفی ویرانگر قرار میگیرد که در مصرع دوم بیان میشود: «کار خواجهٔ خود کند یا کار او». او نمیداند باید به وظایف بندگی در برابر این خواجهٔ ناتوان بپردازد یا به کارها و نیازهای حقیقی خودش رسیدگی کند. این وضعیت، نمادی از سرگشتگی روحی انسانی است که از منبع اصلی حیات جدا افتاده و در خدمت اهداف پوچ و بیثمر، خود را نیز فراموش کرده است.
- حاکم
- در اینجا به معنی سرپرست، ارباب، فرمانروا.
- تیمار کردن
- مراقبت کردن، پرستاری کردن، غمخواری کردن.
- خواجه
- ارباب، سرور، صاحب.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.