قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو› بیت ۲۸۶۹
M1:2869 — قطرهای از دجلهٔ خوبی اوست / کان نمیگنجد ز پُری زیر پوست
M1:2869
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
تمام زیبایی و دانایی که در عالم هستی میبینیم، تنها قطرهای از اقیانوس بیکران کمال الهی است که از فرط لبریز بودن، در قالب جهان پدیدار شده است.
مولانا در این بیت، تمثیل مرد عرب و خلیفه را به اوج عرفانی خود میرساند. در بیت پیشین، او تمام عالم هستی را به یک «سبو» (کوزه) تشبیه کرده بود که از علم و خوبی پر شده است. اکنون میگوید این کوزهی پر از شگفتی، در برابر عظمت خداوند، چیزی بیش از یک قطره نیست؛ قطرهای از «دجلهی خوبی او».
تصویر کلیدی در مصرع دوم است: «کان نمیگنجد ز پُری زیر پوست». این قطره آنچنان سرشار و لبریز از هستی و کمال است که نمیتواند پنهان بماند و گویی پوست خود را میشکافد تا آشکار شود. این همان ایده است که در حدیث قدسی «گنج مخفی» (کُنتُ کَنزاً مَخفیاً) بیان شده و مولانا در ابیات بعدی به آن اشاره میکند: خداوند گنجی پنهان بود که از شدت پُری و میل به آشکار شدن، «جوش کرد» و عالم را آفرید تا شناخته شود. آفرینش، نتیجهی لبریز شدن عشق و کمال الهی است، نه نیازمندی او.
- دجله
- رود بزرگ دجله در بغداد؛ در اینجا نماد عظمت و بخشندگی بیپایان الهی است.
- ز پُری
- از شدت پُر بودن، از فرط لبریزی.
- نمیگنجد زیر پوست
- کنایه از آشکار شدن و پنهان نماندن؛ طاقت سکون و خفا نداشتن.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.