قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو› بیت ۲۹۳۱
M1:2931 — تا بپوشد حسن آن و ننگ این / تا نبینی رنگ آن و زنگ این
M1:2931
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
پاییز، فصل محبوبِ خار است، زیرا در این فصل، زیبایی گل پنهان و زشتی خار پوشیده میماند و این دو در ظاهر یکسان به نظر میرسند.
مولانا در اینجا تمثیل «گل» و «خار» را برای توضیح دو نوع انسان به کار میبرد: انسانهای زیباباطن (گل) و انسانهای بیمحتوا و زشتسیرت (خار).
بهار، فصل شکوفایی و آشکار شدن حقیقت است. در بهار، زیبایی گل و بیارزشی خار به روشنی دیده میشود. به همین دلیل، انسانهای نیکسیرت عاشق بهار (نماد روز حساب و قیامت) هستند، زیرا زمان جلوهگری کمالات آنهاست.
در مقابل، خار عاشق پاییز است. پاییز فصل زوال و یکرنگی ظاهری است. در این فصل، گلبرگهای گل میریزد و زیباییاش پنهان میشود و بوتهی خشکیدهاش شبیه خار به نظر میرسد. پاییز این فرصت را به خارِ بیارزش میدهد که «ننگ» و «زنگ» (زشتی و تیرگی) خود را بپوشاند و در کنار گلستان خشکیده، خود را همسطح آن نشان دهد. این فصل، بهشتِ موجودات بیمحتوایی است که از پنهان شدن حقیقت و برابری ظاهری با نیکان لذت میبرند.
- حُسن
- زیبایی، نیکویی
- ننگ
- عار، شرم، زشتی
- زنگ
- تیرگی، کِدِرت، زنگار (در اینجا کنایه از زشتی باطن است)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.