قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را› بیت ۴۵۷
M1:457 — هر که جز آگاه و صاحبذوق بود / گفتِ او در گردن او طوق بود
M1:457
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
فقط افراد آگاه و صاحب بصیرت معنوی، فریب سخنان زهرآگین وزیر را نمیخوردند؛ اما دیگران با پذیرش حرفهای او، خود را به هلاکت میانداختند.
این بیت در داستان «وزیر مکار و پادشاه جهود» قرار دارد و به تأثیر سخنان دوپهلوی وزیر بر مسیحیان میپردازد. مولانا توضیح میدهد که کلام این وزیر ظاهری شیرین و معنوی داشت اما باطنی ویرانگر و سمی. او مانند نقرهای بود که ظاهرش درخشان است ولی دست را سیاه میکند.
در این میان، تنها کسانی که «آگاه» و «صاحبذوق» بودند، یعنی از بصیرت و درک معنوی برخوردار بودند، میتوانستند نیت پلید او را در پس کلمات فریبندهاش تشخیص دهند. اما اکثریت مردم که فاقد این تیزبینی بودند، سخنان او را میپذیرفتند. این پذیرش کورکورانه مانند «طوق» یا زنجیری بر گردنشان میشد که آنها را به اسارت و گمراهی میکشاند و در نهایت به نابودی دین و ایمانشان منجر میشد.
مولانا با این تمثیل بر اهمیت حیاتی بصیرت در راه معنوی تأکید میکند. صرفاً گوش دادن به سخنان زیبا و ظاهراً روحانی کافی نیست؛ سالک باید بتواند صدق را از کذب و حقیقت را از فریب تشخیص دهد. در غیر این صورت، همان سخنانی که قرار بود راهنما باشند، به ابزار اسارت و هلاکت تبدیل میشوند.
- صاحبذوق
- دارای درک و دریافت معنوی، کسی که باطن امور را میفهمد، اهل بصیرت
- گفت
- گفتار، سخن
- طوق
- گردنبند سنگین، زنجیر اسارت، وسیلهای برای به بندگی کشیدن
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.