قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر› بیت ۵۴۲
M1:542 — عورتی را زهره کردن مسخ بود / خاک و گل گشتن نه مسخست ای عنود
M1:542
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ای انسان لجوج و سرکش، اگر تبدیل شدن زنی به ستارهٔ درخشان زهره یک «مسخ» و مجازات الهی محسوب میشود، پس سقوط تو از مقام والای انسانی به اسارت آب و گِل و دنیای مادی، به طریق اولی یک مسخ واقعی و هولناک است.
مولانا در این بیت به داستان اساطیری «زهره» اشاره میکند. طبق برخی روایات، زنی زیبا به دلیل گناهی که مرتکب شد، توسط خداوند مسخ و به صورت ستارهٔ درخشان زهره (ناهید) به آسمان تبعید شد. مولانا از این داستان بهره میگیرد تا یک مقایسهٔ تکاندهنده انجام دهد.
او میگوید: آن زن با تمام گناهش، به یک جرم نورانی و آسمانی تبدیل شد و این را «مسخ» (دگردیسیِ کیفری) نامیدند. حال، ای انسان که برای پرواز به سوی «چرخ برین» (آسمانهای معنوی) آفریده شدهای، تو خودت با اختیار خویش به سوی «آب و گل» و پستیهای دنیای مادی سقوط کردهای. روح تو که میتوانست همنشین فرشتگان باشد، اسیر تن و خواستههای حقیر مادی شده است. آیا این سقوط از آن مقام والا، یک مسخ و دگرگونیِ به مراتب وحشتناکتر از تبدیل شدن به یک ستاره نیست؟
پیام اصلی مولانا این است که بزرگترین مسخ، نه تغییر شکل ظاهری، بلکه سقوط از مرتبهٔ معنوی و روحانی است. انسان با فراموش کردن اصل آسمانی خود و غرق شدن در مادیات، خویشتن را مسخ میکند و این بزرگترین خسران و زیان است.
- مسخ
- دگرگونی، تغییر شکل یافتن از صورتی به صورتی پستتر، مجازات الهی که در آن انسان به حیوان یا موجودی دیگر تبدیل میشود.
- عورتی
- زنی. در اینجا اشاره به شخصیت اساطیری زهره (ناهید) دارد.
- عنود
- بسیار سرکش، لجوج، ستیزهکار.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.