قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر› بیت ۵۴۷
M1:547 — آخر آدمزادهای ای ناخلف / چند پنداری تو پستی را شرف
M1:547
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ای انسان که جانشین ناشایستهای برای آدم هستی، به اصل و نسب والای خود بازگرد و این همه فرومایگی و دنیاپرستی را که انتخاب کردهای، مایهٔ افتخار و شرافت خود ندان.
مولانا در اینجا با لحنی سرزنشآمیز، وزیری را که نماد نفس اماره و انسان دنیازده است، خطاب قرار میدهد. بیتهای پیشین، عملِ وزیر را نوعی «مسخ» خودخواسته توصیف کردهاند؛ یعنی او با انتخاب اهداف پست دنیوی، ماهیت انسانی و الهی خود را دگرگون کرده و به مرتبهای پایینتر سقوط کرده است.
این بیت، این ایده را به اوج میرساند. مولانا به او یادآوری میکند: «آخر آدمزادهای». این عبارت به مقام معنوی انسان اشاره دارد؛ موجودی که خداوند به او کرامت بخشید و فرشتگان بر او سجده کردند. اما این وزیر، به عنوان یک «ناخلف» یا جانشین ناشایسته، این میراث گرانبها را فراموش کرده است. او نه تنها به پستی و فرومایگی تن داده، بلکه بدتر از آن، این سقوط را «شرف» و بزرگی میپندارد. این بزرگترین تراژدی روح انسان است: نه فقط گم کردن راه، بلکه افتخار کردن به بیراهه.
پرسش «چند؟» (تا کی؟) نشاندهندهٔ بیتابی و شگفتی مولانا از این غفلت عمیق است. او میپرسد تا چه زمانی میخواهی این وارونگی ارزشها را ادامه دهی و پستی را به جای بلندی، و ذلت را به جای عزت بگیری؟ این بیت در واقع فراخوانی است به هر انسانی تا جایگاه حقیقی خود را بازشناسد و از پرستش اهداف حقیر دست بردارد.
- ناخلف
- فرزند ناشایسته، جانشین نااهل
- پنداری
- گمان کنی، تصور کنی، بپنداری
- شرف
- بزرگی، افتخار، سربلندی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.