قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم› بیت ۵۵۹
M1:559 — گفته، ایشان نیست ما را بی تو نور / بی عصاکش چون بود احوالِ کور
M1:559
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مریدان به وزیر میگویند که بدون راهنمایی او، همچون کوری بی عصا، کاملاً گمراه و ناتوان هستند و به او برای یافتن مسیر معنوی نیازمندند.
این بیت، اوج وابستگی و باور مریدان به وزیر مکار را نشان میدهد. وزیر با کنارهگیری و نشستن در خلوت، عمداً در پیروانش احساس نیاز و اضطراب ایجاد کرده است. اکنون آنها که از دوری او به ستوه آمدهاند، برای بازگرداندنش به التماس افتادهاند.
تشبیه خود به «کور» و مرشد به «عصاکش» بسیار گویاست. این تصویر، نهایت تسلیم و اعتماد مریدان را بیان میکند. آنها خود را فاقد هرگونه بینش و توانایی برای تشخیص راه میدانند و وزیر را تنها وسیلهٔ نجات و راهنمای خود میپندارند. این همان نقطهای است که وزیر برای رسیدن به هدفش یعنی گمراه کردن کامل آنها، به آن نیاز داشت. مولانا با این تشبیه ساده، عمق فاجعهای را که در حال وقوع است به تصویر میکشد: مردمی که با نیت خالص به دنبال نور حقیقت هستند، کورکورانه خود را به دست راهزنی سپردهاند که آنها را به تاریکی مطلق خواهد برد.
- ایشان
- در اینجا به معنی «آنها» یعنی مریدان.
- نور
- در اینجا کنایه از روشنایی، هدایت و بصیرت معنوی است.
- عصاکش
- کسی که عصای نابینایی را میگیرد و او را راهنمایی میکند؛ راهنما، بلد راه.
- احوال
- جمعِ حال؛ وضعیت، حال و روز.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.