قرائت› دفتر ۲› بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه› بیت ۱۱۵
M2:115 — ورنه من بیناترم افلاک را / چون نمیبینم هلال پاک را
M2:115
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
عمر به آن مرد میگوید: «اگر واقعاً هلال ماهی در آسمان بود، من حتماً آن را میدیدم، چون چشم من از تو تیزبینتر است. اینکه من آن را نمیبینم، نشان میدهد که تو دچار توهم شدهای.»
این بیت بخشی از گفتگوی عمر با مردی است که ادعا میکند هلال ماه رمضان را دیده است. عمر، که خود به آسمان نگاه کرده و چیزی نیافته، ادعای آن مرد را رد میکند. استدلال او بر این پایه است که بیناییاش قوی و دقیق است و اگر حقیقتاً هلالی در آسمان بود، از دید او پنهان نمیماند.
مولانا از زبان عمر یک اصل مهم را بیان میکند: کسی که ادعای یک کشف یا شهود معنوی میکند، باید حرفش با محک و معیار راستان و اهل بصیرت سنجیده شود. عمر در اینجا نمایندهٔ آن بصیرت و دید پاک است. او با اطمینان میگوید: «چشم من برای دیدن افلاک از تو آمادهتر است، پس اگر من نمیبینم، بدان که آنچه تو دیدهای، زاییدهٔ خیال و توهم توست.»
در ادامهٔ داستان مشخص میشود که یک تار موی کج روی ابروی آن مرد، او را به اشتباه انداخته و تصویری شبیه هلال ماه در نظرش ساخته است. مولانا از این داستان نتیجه میگیرد که یک نقص کوچک ظاهری میتواند چنین خطای بزرگی در دید ایجاد کند؛ پس کجیها و نقصهای درونی و روحی ما تا چه اندازه میتوانند حقیقت را از چشم ما پنهان کنند؟ این بیت، مقدمهای برای این نتیجهگیری عمیق است و بر اهمیت داشتن معیاری سالم برای سنجش ادعاها تأکید میکند.
- ورنه
- وگرنه، در غیر این صورت
- بیناترم
- بیناتر هستم، بهتر و دقیقتر میبینم
- افلاک
- جمع فلک، آسمانها، کرات آسمانی
- هلال پاک
- هلال ماه که صاف و بدون ابهام در آسمان دیده شود
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.