قرائت› دفتر ۲› بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان› بیت ۱۷۲۱
M2:1721 — تو کجایی تا شوم من چاکرت / چارقت دوزم کنم شانه سرت
M2:1721
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
چوپان با زبانی ساده و از سر عشق، آرزو میکند که خدا را به شکل انسانی بیابد تا بتواند با انجام کارهای روزمره و خدمتگزارانه، مانند دوختن کفش و شانه زدن مو، محبت و بندگی خود را به او نشان دهد.
این بیت بخشی از مناجات عاشقانهی چوپانی با خداست. او که با مفاهیم انتزاعی و فلسفی بیگانه است، علاقهی قلبی خود را در قالب کارهایی بیان میکند که بلد است و برایش ارزشمندند. در دنیای سادهی او، نهایت ابراز محبت و احترام، خدمت کردن به معشوق است. او خدا را همچون یک دوست یا بزرگتری عزیز تصور میکند که نیاز به مراقبتهای فیزیکی دارد: دوختن «چارق» (کفش چوپانی) و شانه کردن مو.
مولانا با این تصویرسازی، نه برای تمسخر، بلکه برای نشان دادن صداقت و اصالت عشقی خام و بیواسطه این سخنان را نقل میکند. این بیت مقدمهای است برای درسی بزرگتر که در ادامه داستان توسط خداوند به موسی داده میشود: ارزش عبادت به صدق و سوز دل است، نه به شکل و قالب ظاهری آن. زبان چوپان، زبان عشق است، هرچند با معیارهای کلامی و الهیات رسمی سازگار نباشد.
- چاکرت
- خدمتگزار تو، نوکر تو
- چارق
- نوعی کفش یا پاپوش روستایی که معمولاً از چرم ساخته میشود.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.