قرائت› دفتر ۲› بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود میجست و میپرسید› بیت ۲۹۱۶
M2:2916 — اشتری گم کردی و جُستیش چُست / چون بیابی چون ندانی کان تُست؟
M2:2916
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت میگوید همانطور که صاحب شتر، شتر گمشدهٔ خود را به محض یافتن فوراً بازمیشناسد، سالک راه حق نیز وقتی حقیقتِ از دست رفتهٔ خود را بیابد، بیدرنگ آن را خواهد شناخت.
این بیت سرآغاز حکایت مردی است که شترش را گم کرده و سراسیمه به هر سو میدود و از همه نشانیاش را میپرسد. مولانا با یک پرسش بدیهی و روشن، داستان را آغاز میکند: آیا ممکن است کسی دارایی ارزشمند خود را گم کند، به دنبالش بگردد، اما وقتی آن را یافت، نشناسد؟ پاسخ آشکارا منفی است.
در نگاه عرفانی مولانا، این «شتر» نمادی از حقیقتِ وجودی و اصلِ الهیِ انسان است که در هیاهوی زندگی روزمره و تعلقات دنیوی آن را گم کردهایم. «جستجوی چُست» همان سلوک و تلاش معنوی برای بازیافتنِ آن گوهر گمشده است. نکتهٔ اصلی اینجاست که این حقیقت، امری بیگانه و خارجی نیست، بلکه متعلق به خودِ ماست. به همین دلیل، لحظهٔ «وصال» یا بازیافتنِ آن، لحظهٔ یک شهود و بازشناسیِ بیواسطه و قطعی است. نیازی به تأیید دیگران یا استدلال عقلی نیست؛ شناختی است که از اعماق جان برمیخیزد، همانطور که صاحب شتر، حیوان خود را از میان هزاران شتر دیگر فوراً تشخیص میدهد.
- جُستیش
- آن را جستجو کردی، دنبالش گشتی
- چُست
- سریع، چابک، با جدیت و شتاب
- کان
- مخفف «که آن»
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.