قرائت دفتر ۲ بخش ۸۰ → قبلی · بعدی ←

بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسید

داستان آن شخص که شتر گمشده خود را می‌جست و می‌پرسید

  1. M2:2916 اشتری گم کردی و جُستیش چُستچون بیابی چون ندانی کان تُست؟ شتری را گم کرده‌ای و با جدیت و شتاب در جستجوی آنی؛وقتی پیدایش کنی، چطور ممکن است که ندانی از آنِ توست؟این بیت می‌گوید همان‌طور که صاحب شتر، شتر گمشدهٔ خود را به محض یافتن فوراً بازمی‌شناسد، سالک راه حق نیز وقتی حقیقتِ از دست رفتهٔ خود را بیابد، بی‌درنگ آن را خواهد شناخت.
  2. M2:2917 ضاله چه بود ناقهٔ گم کرده‌ایاز کفت بگریخته در پرده‌ای «گمشده» چیست؟ ماده‌شتری که آن را گم کرده باشی،از دستت گریخته و جایی پنهان شده باشد.مولانا در اینجا کلمهٔ «ضاله» را که در عربی به معنای حیوان گمشده است، برای خواننده تعریف می‌کند: «ضاله» یعنی ماده‌شتری که از دست صاحبش فرار کرده و ناپدید شده است.
  3. M2:2918 آمده در بار کردن کارواناشتر تو زان میان گشته نهان کاروان مشغول بار زدن و آمادهٔ حرکت شده بود،و شتر تو در آن میان از نظرت پنهان گشته بود.این بیت لحظه‌ای را توصیف می‌کند که شتر در شلوغی و همهمۀ بار بستن کاروان برای حرکت، گم می‌شود و از چشم صاحبش دور می‌ماند.
  4. M2:2919 می‌دوی این سو و آن سو خشک‌لبکاروان شد دور و نزدیکست شب با لبان خشکیده به هر سو می‌دوی،کاروان دور شد و شب نزدیک است.در حالی که از تشنگی حقیقت بی‌تابی، سرگردان به این سو و آن سو می‌شتابی، غافل از آنکه عمر (کاروان) می‌گذرد و مرگ (شب) فرا می‌رسد.
  5. M2:2920 رخت مانده بر زمین در راه خوفتو پی اشتر دوان گشته به‌طوف اثاثیه‌ات در این راه پر از ترس و خطر روی زمین رها شده،و تو برای یافتن شتر، سرگردان به هر سو می‌دوی.این بیت وضعیت کسی را توصیف می‌کند که در جستجوی چیزی ارزشمند (شتر)، دارایی‌های دم‌دستی و حیاتی خود (اثاثیه) را در مسیری خطرناک رها کرده و به خطر انداخته است.
  6. M2:2921 کای مسلمانان که دیده‌ست اشتریجَسته بیرون بامداد از آخُری «ای مسلمانان، کسی از شما شتری ندیده است؟شتری که صبح زود از طویله‌اش فرار کرده باشد.»مردی که شترش را گم کرده، با درماندگی از مردم می‌پرسد آیا شتری را دیده‌اند که صبح از اصطبلش بیرون جسته و گم شده است.
  7. M2:2922 هر که بر گوید نشان از اشترممژدگانی می‌دهم چندین درم هر کس نشانی از شتر گمشده‌ام به من بدهد،چندین درهم به عنوان مژدگانی به او خواهم داد.مردی که شترش را گم کرده، با صدای بلند اعلام می‌کند که به هر کس خبری از شترش بدهد، پاداش نقدی خواهد داد.
  8. M2:2923 باز می‌جویی نشان از هر کسیریش‌خندت می‌کند زین هر خسی تو باز هم از هر کس و ناکسی نشانیِ گمشده‌ات را می‌پرسی،و هر آدم بی‌ارزشی به خاطر این کار تو را مسخره می‌کند.این بیت به مردی اشاره دارد که چون شترش را گم کرده، از هر کسی سراغش را می‌گیرد و به همین دلیل، افراد فرومایه و نادان او را به باد تمسخر می‌گیرند.
  9. M2:2924 که اشتری دیدیم می‌رفت این طرفاشتری سرخی به سوی آن علف یکی گفت: «آری، شتری دیدیم که به این سمت می‌رفت،یک شتر سرخ‌رنگ که به طرف آن علفزار می‌شتافت.»مردم برای دست انداختن مرد و گرفتن مژدگانی، به دروغ ادعا می‌کنند که شتر گمشدهٔ او را دیده‌اند و شروع به دادن نشانی‌های ساختگی می‌کنند.
  10. M2:2925 آن یکی گوید بریده‌گوش بودوآن دگر گوید جُلش منقوش بود یکی می‌گفت گوش آن شتر بریده بود،دیگری می‌گفت روپوشش طرح و نقش داشت.هر کسی برای گرفتن مژدگانی، از پیش خود نشانه‌ای ساختگی برای شتر گمشده می‌گفت؛ یکی می‌گفت گوشش بریده بود و دیگری می‌گفت جهاز و روپوشش نقش‌ونگار داشت.
  11. M2:2926 آن یکی گوید شتر یک‌چشم بودوآن دگر گوید ز گر بی‌پشم بود یکی می‌گوید: «آن شتر یک چشم داشت»و دیگری می‌گوید: «از شدت گَری، پشمی بر تن نداشت.»در این بیت، مولانا ادامه می‌دهد که چگونه هر کس برای گرفتن مژدگانی، از خود نشانه‌ای دروغین برای شتر گمشده می‌سازد و اوصافی ساختگی و متناقض به آن نسبت می‌دهد.
  12. M2:2927 از برای مژدگانی صد نشاناز گزافه هر خسی کرده بیان هر آدم بی‌ارزشی برای آنکه مژدگانی را به چنگ آرد،صدها نشانیِ دروغین و بی‌اساس بر زبان می‌آورد.برای طمع در پاداش، هر شخص بی‌ارزشی صدها نشانی و مشخصات بی‌اساس و ساختگی دربارهٔ شتر گمشده بیان می‌کرد.