قرائت› دفتر ۲› بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود میجست و میپرسید› بیت ۲۹۱۸
M2:2918 — آمده در بار کردن کاروان / اشتر تو زان میان گشته نهان
M2:2918
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 22 — [00:00:06] مقدمه و پایان داستان پادشاه و کنیزک
به زبانِ تو — AI
این بیت لحظهای را توصیف میکند که شتر در شلوغی و همهمۀ بار بستن کاروان برای حرکت، گم میشود و از چشم صاحبش دور میماند.
این بیت، صحنۀ گم شدن شتر را به تصویر میکشد. مولانا تمثیل مردی را به کار میبرد که شتر خود را گم کرده است تا حالِ سالکی را نشان دهد که حقیقتِ وجودی خود یا همان «خودِ» اصیلش را در هیاهوی زندگی دنیوی و تعلقات آن گم کرده است.
«کاروان» نماد زندگی روزمره، جامعه، و مشغلههای دنیوی است. «بار کردن» کنایه از سرگرم شدن به امور مادی و آماده شدن برای سفری است که مقصد آن معلوم نیست. در این میان، «شتر» که سرمایۀ اصلی مسافر برای پیمودن راه است و در اینجا نماد روح الهی، فطرت پاک، یا حقیقتِ درون انسان است، ناپدید میشود. این گم شدن، ناگهانی و در غفلت رخ میدهد؛ یعنی انسان چنان غرق در امور ظاهری میشود که از سرمایۀ باطنی خود غافل میماند و آن را از دست میدهد. ابیات بعدی، سرگشتگی و جستجوی پریشانحالِ این مرد را پس از پی بردن به فقدانش، به زیبایی وصف میکنند.
- بار کردن
- بستن بارها بر روی حیوانات برای سفر، آمادهٔ حرکت شدن
- اشتر
- شتر
- زان
- مخفف «از آن»
- نهان
- پنهان، مخفی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.