قرائت› دفتر ۲› بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن› بیت ۲۹۳۵
M2:2935 — تا نباشد راست کی باشد دروغ / آن دروغ از راست میگیرد فروغ
M2:2935
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
دروغ و باطل تنها به این دلیل وجود دارند و میتوانند دیگران را فریب دهند که حقیقت و راستی وجود دارد. دروغ، اعتبار و ظاهر فریبندهی خود را از شباهتش به حقیقت میگیرد.
مولانا در این بخش از مثنوی به مسئلهی وجود مکتبها و باورهای گوناگون و متضاد میپردازد. او استدلال میکند که نباید همهی آنها را به کلی باطل و گمراهی محض دانست. وجود این همه باورهای نادرست و «دروغین»، خود دلیلی بر وجود یک «حقیقت» اصلی است.
همانطور که سکهی تقلبی (قلب) فقط به اعتبار وجود سکهی اصلی (زر) ساخته و خرج میشود، باورهای باطل نیز جلوه و فروغ خود را از حقیقت میگیرند. دروغ، انگلی است که بر پیکر راستی زندگی میکند. اگر هیچ حقیقت مطلقی در جهان وجود نداشت، هیچ باطل و دروغی نیز نمیتوانست شکل بگیرد و مشتری پیدا کند. مردم به امید یافتن حقیقت است که گاهی به دام باطل میافتند، همانطور که کسی به امید خریدن گندم مرغوب، فریب جوی گندمنما را میخورد.
بنابراین، کثرت راهها و عقاید نباید سبب ناامیدی سالک شود. بلکه باید نشانهای باشد از اینکه حقیقتی در این میان پنهان است و وظیفهی انسان «مؤمن کیس» (مؤمن زیرک) این است که با بصیرت، حقیقت را از میان انبوه مدعیان دروغین تشخیص دهد و برگزیند.
- فروغ
- روشنایی، نور، درخشش
- راست
- حقیقت، درستی، امر واقعی
- کی
- چگونه، چه وقت
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.