قرائت دفتر ۲ بخش ۸۱ → قبلی · بعدی ←

بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرون‌شو و مخلص یافتن

تردید در میان مذهب‌های مخالف و یافتن راه حل و رهایی

  1. M2:2928 همچنانک هر کسی در معرفتمی‌کند موصوف غیبی را صفت درست همان‌طور که هر کس در راه شناخت حقیقت،آن وجود نادیدنی را به وصفی توصیف می‌کند.این بیت به این واقعیت اشاره دارد که هر گروه و مکتبی، از فیلسوف و متکلم تا عارف، تلاش می‌کند تا حقیقت غیبی و ذات نادیدنی خداوند را با زبان و منطق خود توصیف کند.
  2. M2:2929 فلسفی از نوع دیگر کرده شرحباحثی مر گفت او را کرده جرح یک فیلسوف آن را به روشی دیگر شرح می‌دهد،و یک متکلم سخن او را نقد و رد می‌کند.این بیت به اختلاف نظر میان مکاتب فکری در توصیف حقیقت غیبی اشاره دارد؛ فیلسوف به شیوه‌ای آن را تبیین می‌کند و متکلم (اهل بحث و جدل) آن را رد کرده و بی‌اعتبار می‌شمارد.
  3. M2:2930 وآن دگر در هر دو طعنه می‌زندوآن دگر از زرق جانی می‌کند و آن دیگری هر دو گروه را به باد تمسخر می‌گیرد،و دیگری هم با فریب و ریاکاری، برای اثبات خود جانفشانی می‌کند.این بیت به دو گروه دیگر در میان مدعیان حقیقت اشاره می‌کند: یکی گروه شکاکان که همه را نقد و تخطئه می‌کنند، و دیگری گروه ریاکاران که با ظاهرسازی و فریب در پی اثبات حقانیت خود هستند.
  4. M2:2931 هر یک از ره این نشانها زان دهندتا گمان آید که ایشان زان ده‌اند هر یک از این مکاتب، از راه و روش خود نشانه‌هایی ارائه می‌دهندتا این تصور را ایجاد کنند که آنها از اهالی آن «ده» (یعنی حقیقت) هستندهر گروه و مکتب فکری، دلایل و نشانه‌هایی از مسیر خود عرضه می‌کند تا دیگران را متقاعد سازد که آنها به سرچشمه‌ی حقیقت متصل هستند.
  5. M2:2932 این حقیقت دان نه حق‌اند این همهنه به کلی گمرهانند این رمه این حقیقت را بدان که این گروه‌ها، همگی بر حق نیستند؛و در عین حال، این جماعت به کلی هم گمراه و بی‌راهه نرفته‌اند.این نکته را حقیقت بدان که گرچه هیچ‌کدام از این مکتب‌های فکری و مذهبی به طور کامل بر حق نیستند، اما نمی‌توان گفت که همگی کاملاً گمراه و باطل‌اند.
  6. M2:2933 زانک بی حق باطلی ناید پدیدقلب را ابله به بوی زر خرید زیرا که باطل هرگز بدون حق پدیدار نمی‌شود،همان‌طور که فرد ساده‌لوح، سکهٔ تقلبی را به امید و بوی طلا می‌خرد.این بیت می‌گوید که وجود باطل و گمراهی، خود دلیلی بر وجود حق و حقیقت است؛ همان‌طور که وجود سکه‌های تقلبی، نشان‌دهندهٔ وجود طلای واقعی است که از آن تقلید می‌کنند.
  7. M2:2934 گر نبودی در جهان نقدی روانقلبها را خرج کردن کی توان اگر در دنیا سکه‌ی اصلی و معتبری وجود نداشت،چگونه می‌شد سکه‌های تقلبی را خرج کرد؟وجود فرقه‌ها و عقاید باطل و گمراه‌کننده، خود دلیلی بر وجود حقیقت است؛ همان‌طور که وجود پول تقلبی، نشانه‌ی وجود پول واقعی است.
  8. M2:2935 تا نباشد راست کی باشد دروغآن دروغ از راست می‌گیرد فروغ تا راستی نباشد، دروغ چگونه می‌تواند وجود داشته باشد؟دروغ، روشنایی و جلوه‌ی خود را از راستی وام می‌گیرد.دروغ و باطل تنها به این دلیل وجود دارند و می‌توانند دیگران را فریب دهند که حقیقت و راستی وجود دارد. دروغ، اعتبار و ظاهر فریبنده‌ی خود را از شباهتش به حقیقت می‌گیرد.
  9. M2:2936 بر امید راست کژ را می‌خرندزهر در قندی رود آنگه خورند به امید یافتن حقیقت، چیزهای باطل را می‌پذیرند؛همچون زهری که در شیرینی پنهان شود و آنگاه آن را می‌خورند.انسان‌ها به امید رسیدن به حقیقت، فریب باطل را می‌خورند؛ همان‌طور که زهر را فقط زمانی می‌توان به کسی خوراند که در شیرینی پنهان شده باشد.
  10. M2:2937 گر نباشد گندم محبوب‌نوشچه برد گندم‌نمای جو فروش اگر گندم خوش‌طعم و مرغوبی در کار نباشد،جو فروشی که محصولش را به شکل گندم درآورده، چه سودی می‌برد؟فریبکاران و مدعیان دروغین تنها به این دلیل می‌توانند مردم را بفریبند که حقیقت اصیل و خالصی وجود دارد که همه به دنبال آن هستند.
  11. M2:2938 پس مگو کین جمله دمها باطل‌اندباطلان بر بوی حق دام دل‌اند پس نگو که همه‌ی این ادعاها پوچ و بی‌اساس است؛زیرا گمراهان با ظاهری حق‌نما، برای دل‌ها دام می‌گسترانند.این تصور که همه‌ی راه‌ها و ادعاهای معنوی باطل هستند، اشتباه است؛ زیرا وجود راه باطل، خود نشانه‌ی وجود راه حق است و اهل باطل با تقلید از حق، دیگران را فریب می‌دهند.
  12. M2:2939 پس مگو جمله خیالست و ضلالبی‌حقیقت نیست در عالم خیال پس نگو که همه‌چیز خیال و گمراهی است؛در این جهان، هیچ خیالی بدون ریشه‌ای در حقیقت نیست.این بیت می‌گوید که نباید تمام باورها و ادعاها را یکسره خیال و باطل دانست، زیرا هر تصور و پنداری، حتی اگر نادرست باشد، ریشه در یک حقیقت اصیل دارد و از آن نشأت می‌گیرد.
  13. M2:2940 حق شب قدرست در شبها نهانتا کند جان هر شبی را امتحان حقیقت همچون شب قدر است که در میان شب‌های دیگر پنهان شده،تا روح انسان هر شبی را بیازماید و در جستجو باشد.حقیقت در میان انبوه باورها و راه‌های گوناگون پنهان است تا سالک برای یافتن آن، هر راهی را با جدیت و هوشیاری بیازماید.
  14. M2:2941 نه همه شبها بود قدر ای جواننه همه شبها بود خالی از آن ای جوان، نه همه‌ی شب‌ها شب قدر است،و نه همه‌ی شب‌ها از آن بی‌بهره و تهی است.حقیقت معنوی (مانند شب قدر) در میان پدیده‌های ظاهری و گاه فریبنده پنهان است؛ نه می‌توان همه‌چیز را حقیقت دانست و نه می‌توان از یافتن آن به کلی ناامید شد.
  15. M2:2942 در میان دلق‌پوشان یک فقیرامتحان کن وانک حقست آن بگیر در میان این همه صوفی‌نما و ژنده‌پوش، یک درویش واقعی را پیدا کن،آنها را بیازما و آن کسی را که بر حق است، انتخاب کن و راهش را در پیش بگیر.در میان انبوه مدعیان راه حقیقت و معرفت، باید با آزمون و بصیرت، راهنمای حقیقی را از میان افراد ریاکار و دروغین تشخیص داد و از او پیروی کرد.
  16. M2:2943 مؤمن کیس ممیز کو که تاباز داند حیزکان را از فتی کجاست آن مؤمن زیرک و کاردان،تا مردان واقعی را از نامردان بازشناسد؟برای تشخیص حقیقت از باطل و راهنمای واقعی از مدعی دروغین، به مؤمنی هوشمند و با بصیرت نیاز است که بتواند این دو را از هم جدا کند.
  17. M2:2944 گرنه معیوبات باشد در جهانتاجران باشند جمله ابلهان اگر در این دنیا کالاهای معیوب و بی‌ارزش وجود نداشت،آنگاه همه‌ی بازرگانان و تاجران، انسان‌هایی نادان و بی‌هنر بودند.اگر در جهان، چیزهای ناقص و تقلبی وجود نمی‌داشت، مهارت و هنرِ بازرگانان در تشخیص کالای خوب از بد، بی‌معنا می‌شد و در نتیجه همه‌ی آن‌ها افرادی ابله به شمار می‌آمدند.
  18. M2:2945 پس بود کالاشناسی سخت سهلچونک عیبی نیست چه نااهل و اهل پس اگر هیچ کالای معیوبی وجود نداشت، شناختن جنس خوب از بد بسیار آسان می‌شد،و دیگر چه فرقی میان کارشناس (اهل) و بی‌تجربه (نااهل) بود؟اگر در دنیا هیچ چیز ناقص و تقلبی وجود نداشت، مهارت تشخیص و تمایز بی‌معنا می‌شد و دیگر تفاوتی میان انسان‌های خبره و بی‌خبر نبود.
  19. M2:2946 ور همه عیبست دانش سود نیستچون همه چوبست اینجا عود نیست و اگر همه‌چیز سراسر عیب و نقص باشد، دیگر دانش و شناخت ارزشی ندارد،همان‌طور که اگر همه چوب باشند، دیگر چوب عودِ خوشبویی وجود نخواهد داشت.این بیت می‌گوید اگر همه چیز در جهان باطل و بی‌ارزش باشد، آنگاه دانش و توانایی تشخیص دادنِ خوب از بد، بی‌فایده خواهد بود، زیرا چیز خوبی برای پیدا کردن وجود ندارد.
  20. M2:2947 آنکه گوید جمله حق‌اند احمقی‌ستوانکه گوید جمله باطل او شقی‌ست آنکه می‌گوید همه بر حق هستند، نادان استو آنکه می‌گوید همه بر باطل‌اند، انسانی نگون‌بخت و گمراه استاینکه انسان همهٔ عقاید و راه‌ها را درست بداند، نشانهٔ حماقت است؛ و اینکه همه را باطل و گمراهی بداند، نشانهٔ شقاوت و بدبختی خود اوست.
  21. M2:2948 تاجران انبیا کردند سودتاجران رنگ و بو کور و کبود تاجرانی که راه انبیا را در پیش گرفتند، به سود حقیقی دست یافتند،اما تاجرانِ دلخوش به رنگ و بوی این جهان، کور و سرگشته و زیان‌دیده ماندند.این بیت نتیجه‌گیری می‌کند که تنها کسانی در تجارت معنوی به سود واقعی (سعادت ابدی) می‌رسند که از پیامبران پیروی می‌کنند، در حالی که پیروان ظواهر و لذت‌های دنیوی، از دیدن حقیقت کور مانده و در نهایت شکست می‌خورند.
  22. M2:2949 می‌نماید مار اندر چشم مالهر دو چشم خویش را نیکو بمال مال و ثروت در چشم تو همچون مار جلوه می‌کند؛پس هر دو چشم خود را خوب بمال تا درست ببینی.اگر ثروت و امور دنیوی در نظرت زشت و همچون مار گزنده است، در دید خود شک کن و چشمانت را خوب بمال تا حقیقت را ببینی، زیرا ممکن است در تشخیص خطا کرده باشی.
  23. M2:2950 منگر اندر غبطهٔ این بیع و سودبنگر اندر خسر فرعون و ثمود به این داد و ستد و سود ظاهری با حسرت نگاه نکن،به زیان و نابودی فرعون و قوم ثمود بنگر.به سود و منفعت ظاهری و دنیوی اهل باطل غبطه نخور، بلکه به عاقبت کار و خسران نهایی آنها، مانند فرعون و قوم ثمود، توجه کن.
  24. M2:2951 اندرین گردون مکرر کن نظرزانک حق فرمود ثم ارجع بصر به این چرخ و روزگار بارها و بارها نگاه کن،چرا که خداوند در قرآن فرمود: «سپس، دیگر بار چشم بگردان».برای شناخت حقیقت از باطل در این دنیا، باید با دقت و به طور مکرر نگاه کنی و به یک بار دیدن اکتفا نکنی، همانطور که قرآن نیز به این بازنگری و نگاه دوباره فرمان داده است.