قرائت› دفتر ۲› بخش ۱ - سر آغاز› بیت ۶۷
M2:67 — نامصور یا مصور گفتنت / باطل آمد بی ز صورت رَستنت
M2:67
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
بحثهای کلامی و فلسفی در موردِ صورت داشتن یا نداشتنِ خداوند، تا زمانی که خودِ انسان اسیرِ دنیای مادی و صورتهاست، بیارزش و بیمعناست.
مولانا در این بیت، به یکی از مباحث پیچیدهی کلامی در زمان خود اشاره میکند: آیا خداوند جسم و صورت دارد (نظر مُشَبِّهه) یا منزه از هر شکلی است (نظر مُنَزِّهه)؟ او این بحث را از منظر عارفانه نقد میکند و میگوید این گفتگوها برای کسی که هنوز در زندانِ حواس و جهانِ مادی گرفتار است، یک سرگرمی ذهنی بیحاصل است.
از نظر مولانا، مشکل اصلی، «گفتن» نیست، بلکه «بودن» است. تا زمانی که نگاه ما به جهان، «صورتبین» است و تنها ظواهر را میبیند، هر تصوری که از خدا داشته باشیم، چه او را «مصور» (صورتمند) بدانیم و چه «نامصور» (بیصورت)، باز هم درکی محدود و برآمده از همین دنیای صورتها خواهد بود. رهایی واقعی، نه در پیروزی در یک بحث کلامی، بلکه در «رَستن از صورت» است؛ یعنی فراتر رفتن از درک حسی و رسیدن به یک بینش قلبی و شهودی.
این بیت در ادامهی ابیات قبلی است که در آنها مولانا «چشم حس» را از «دیدهی عقل» (به معنای عقل شهودی و معنوی) جدا میکند. او معتقد است که ابزار شناخت حقیقت، حواس ظاهری نیست، بلکه نوعی حس درونی و بصیرت است که با پاک شدن دل از تعلقات مادی به دست میآید. بنابراین، پیششرطِ سخن گفتن از حقیقتِ بیصورتِ خداوند، آزادیِ روحِ خودِ سالک از اسارتِ صورتهاست.
- نامصور
- بیشکل، بدونِ صورت، آنچه قابل تصور و تصویر نیست.
- مصور
- صورتگر، نقاش؛ یا در اینجا به معنای صورتدار، دارای شکل و تصویر.
- باطل آمد
- بیهوده و بیاعتبار است، ارزشی ندارد.
- رَستنت
- رها شدنِ تو، آزاد گشتنِ تو.
- صورت
- شکل، ظاهر، پدیدههای مادی و محسوس؛ هر آنچه با حواس درک میشود.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.