قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشقکش بود و آن عاشق مرگجوی لا ابالی کی درو مهمان شد› بیت ۳۹۲۲
M3:3922 — هیچ کس در وی نخفتی شب ز بیم / که نه فرزندش شدی آن شب یتیم
M3:3922
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این مسجد چنان شهرت شومی داشت که هیچکس از ترس جرئت نمیکرد شب را در آنجا بخوابد، زیرا هرکس چنین میکرد، کشته میشد و فرزندش یتیم میماند.
این بیت در آغاز داستان «مسجد عاشقکش» قرار دارد و فضاسازی میکند. مولانا مسجدی را در حومۀ شهر ری توصیف میکند که به مکانی مرگبار شهرت یافته است. این بیت با زبانی ساده و مستقیم، عمق وحشت مردم از این مکان را نشان میدهد.
تصویر یتیم شدن فرزند، یک تصویر عاطفی و بسیار ملموس است که خطر را از یک تهدید انتزاعی به یک فاجعۀ خانوادگی تبدیل میکند. این مسجد صرفاً یک مکان ناامن نیست، بلکه جایی است که کانون خانوادهها را از هم میپاشد. این توصیف، صحنه را برای ورود مسافر غریب و عاشقی آماده میکند که برخلاف همگان، آگاهانه قدم در این مهلکه میگذارد. در نگاه عرفانی، این «مسجد» نمادی از راه سلوک و فناست؛ راهی که از دید مردم عادی، نابودی و مرگ است، اما برای عاشق حقیقی، دروازۀ وصال و زندگی ابدی است. وحشت عوام از آن، نشانۀ بیگانگی آنها با حقیقت عشق و فناست.
- وی
- او، آنجا (در اینجا: آن مسجد)
- نخفتی
- نمیخوابید (فعل ماضی استمراری)
- بیم
- ترس، وحشت
- شدی
- میشد (فعل ماضی استمراری)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.