قرائت دفتر ۳ بخش ۱۸۹ → قبلی · بعدی ←

بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شد

توصیف آن مسجدی که مهمان‌کُش بود و آن عاشق مرگ‌جو و بی‌پروا که در آن مهمان شد

  1. M3:3921 یک حکایت گوش کن ای نیک‌پیمسجدی بد بر کنار شهر ری ای رهروِ خوش‌قدم، به داستانی گوش بسپاردر حاشیه‌ی شهر ری، مسجدی قرار داشتای خواننده‌ی خوش‌اقبال، به این حکایت توجه کن: در حومه‌ی شهر باستانی ری، مسجدی وجود داشت.
  2. M3:3922 هیچ کس در وی نخفتی شب ز بیمکه نه فرزندش شدی آن شب یتیم از ترس، هیچ‌کس شب را در آن مسجد سر نمی‌کرد،مبادا که فرزندش در آن شب بی‌ پدر گردد.این مسجد چنان شهرت شومی داشت که هیچ‌کس از ترس جرئت نمی‌کرد شب را در آنجا بخوابد، زیرا هرکس چنین می‌کرد، کشته می‌شد و فرزندش یتیم می‌ماند.
  3. M3:3923 بس که اندر وی غریب عور رفتصبحدم چون اختران در گور رفت چه بسیار غریبان و بی‌نوایان که به آنجا رفتندو سحرگاه، همچون ستارگان، ناپدید شده و به گور خفتند.این بیت می‌گوید که مسافران غریب و بی‌کسِ بسیاری شب را در آن مسجد گذراندند و تا صبح همگی، مانند ستارگانی که در روشنایی روز محو می‌شوند، از دنیا رفتند.
  4. M3:3924 خویشتن را نیک ازین آگاه کنصبح آمد خواب را کوتاه کن
  5. M3:3925 هر کسی گفتی که پریانند تنداندرو مهمان کشان با تیغ کند هر کسی نظری می‌داد، که «اینجا پری‌های خشمگین هستند،که مهمان‌ها را با شمشیرِ کُند در این مسجد می‌کُشند.»مردم برای توجیه مرگ‌های مرموز در آن مسجد، می‌گفتند که پریان و اجنه‌های خشمگین، شب‌ها مهمانان را با شکنجه و با شمشیر کُند به قتل می‌رسانند.
  6. M3:3926 آن دگر گفتی که سحرست و طلسمکین رصد باشد عدو جان و خصم
  7. M3:3927 آن دگر گفتی که بر نه نقش فاشبر درش کای میهمان اینجا مباش
  8. M3:3928 شب مخسپ اینجا اگر جان بایدتورنه مرگ اینجا کمین بگشایدت
  9. M3:3929 وان یکی گفتی که شب قفلی نهیدغافلی کاید شما کم ره دهید