قرائت› دفتر ۴› بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن› بیت ۲۶۲۸
M4:2628 — ناخن و منقار و پرش را برید / وقت مهر این میکند زال پلید
M4:2628
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت نشان میدهد که چگونه محبت جاهلانه و خودخواهانه میتواند به اندازۀ دشمنی، ویرانگر باشد. پیرزن از روی مهربانی ابزارهای اصلی زندگی شاهین را از بین میبرد.
این بیت در قلب داستان شاهین پادشاه و پیرزن قرار دارد. شاهین، که نماد روح بلند و سالک راه حق است، از دست پادشاه (که نمایندهٔ عالم معنا و خداوند است) فرار کرده و به دست یک پیرزن نادان و دنیادوست میافتد. پیرزن شاهین را دوست دارد، اما محبت او از روی جهل است. او معیارهای زندگی پست خود را بر شاهین تحمیل میکند.
در نظر او، ناخنهای تیز، منقار قوی و پرهای باشکوه شاهین، که برای شکار و پرواز ضروری است، عیب و نقص به شمار میرود. به همین دلیل، از روی «مهر» و دلسوزی اینها را میبُرد تا شاهین را به خیال خود «اصلاح» کند. مولانا با کلمات «وقت مهر» و «زال پلید» تناقضی تکاندهنده را به تصویر میکشد: بدترین آسیبها گاهی از سوی کسانی میرسد که ادعای محبت دارند، اما درک و شناختی از حقیقت وجودی ما ندارند.
این داستان تمثیلی است از گرفتاری روح در دام تعلقات دنیوی و تأثیر نفس امّاره یا دوستان نادان. آنها با محبت جاهلانهٔ خود، استعدادهای معنوی و تواناییهای روحی انسان را که برای پرواز به سوی عالم بالا ضروری است، از بین میبرند و او را به موجودی زمینگیر و بیخاصیت تبدیل میکنند.
- مهر
- محبت، دوستی، شفقت
- زال
- پیرزن، زن کهنسال
- پلید
- ناپاک، زشت، شریر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.