قرائت› دفتر ۴› بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن› بیت ۲۶۲۹
M4:2629 — چونک تتماجش دهد او کم خورد / خشم گیرد مهرها را بر درد
M4:2629
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
وقتی باز شکاری غذای نامناسب پیرزن را نمیخورد، پیرزن از روی جهل خشمگین شده و محبتی را که به گمان خود به باز نشان میداد، با عصبانیت و خشونت نابود میکند.
این بیت در داستان بازِ پادشاه است که به دست یک پیرزن نادان و جاهل افتاده است. پیرزن از روی محبت اما با جهالت کامل، ناخنها و منقار باز را که ابزار اصلی زندگی و شکارش است، میبُرد. سپس تلاش میکند به این پرندهی شکاری، «تتماج» که نوعی آش رشته است، بدهد.
طبیعتاً باز این غذا را نمیخورد یا بسیار کم میخورد، چون این خوراکِ او نیست. اما پیرزن این امتناع را حمل بر تکبر و ناسپاسی باز میکند. او نمیفهمد که مشکل از غذایی است که میدهد، نه از طبیعتِ باز. در نتیجه، آن «مهر» و محبتی که در ابتدا به خیال خود به باز نشان میداد، به خشم و غضب تبدیل میشود. او با عصبانیت، تمام لطف و مهربانی خود را پاره کرده و از بین میبرد.
مولانا از این تصویر استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه محبتِ جاهلانه میتواند به سرعت به خشونت تبدیل شود. وقتی کسی از روی نادانی به دیگری «لطف» میکند و آن شخص آن را نمیپذیرد (چون برایش مناسب یا مفید نیست)، فرد جاهل احساس میکند که به او توهین شده و محبتش بیارزش شمرده شده است. این داستان تمثیلی است برای روح بلند و ملکوتی انسان که در قفس دنیا و تحت تربیتهای نادرست مربیان جاهل، از غذای معنوی خود محروم مانده و به چیزهای نامناسب و دنیوی وادار میشود.
- تتماج
- نوعی آش یا خوراک رشته و خمیری؛ غذایی که برای باز مناسب نیست.
- مهرها را بر درد
- محبتها و مهربانیهای خود را پاره میکند، از بین میبرد، نابود میسازد.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.