قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۳۲
M5:1332 — یک کنیزک یک خری بر خود فکند / از وفور شهوت و فرط گزند
M5:1332
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت آغاز داستانی است که در آن، کنیزی از فرط فشار غریزهٔ جنسی و برای رهایی از رنج آن، با خری رابطه برقرار میکند.
این بیت، صحنهٔ آغازین یکی از تمثیلهای تکاندهندهٔ مثنوی را به تصویر میکشد. مولانا بدون پردهپوشی، عمل کنیزی را توصیف میکند که برای ارضای «شهوت» و رهایی از «گزند» یا آسیب ویرانگر آن، به همبستری با یک حیوان روی آورده است. نکتهٔ کلیدی در ترکیب «وفور شهوت و فرط گزند» نهفته است. مولانا این عمل را صرفاً یک انحراف جنسی نمیبیند، بلکه آن را نتیجهٔ یک نیروی درونی طاقتفرسا و آسیبزا معرفی میکند که فرد را به چنین انتخاب نامتعارفی وامیدارد. این بیت، زمینه را برای پیام اصلی داستان آماده میکند: اینکه چگونه نگاه سطحی و ناقص به مسائل (که در ادامه داستان، در رفتار خاتون دیده میشود) میتواند به نابودی منجر شود. در اینجا، مولانا با توصیف بیپردهٔ یک واقعیت تلخ، مخاطب را برای درک یک حقیقت عمیقتر آماده میسازد: خطر دیدن ظاهرِ امور و غفلت از باطنِ تعیینکنندهٔ آن.
- کنیزک
- کنیز، دختر یا زن خدمتکار و برده
- بر خود فکند
- کنایه از همبستر شدن و آمیزش جنسی؛ خود را در اختیار او قرار داد
- وفور
- فراوانی، بسیاری، شدت
- فرط
- زیادهروی، شدت، از حد گذشتن
- گزند
- آسیب، آزار، شر، فتنه
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.