قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۳۳
M5:1333 — آن خر نر را بگان خو کرده بود / خر جماع آدمی پی برده بود
M5:1333
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
کنیزک آن خر نر را به رابطهٔ جنسی با انسان عادت داده بود و آن حیوان هم این کار را به خوبی یاد گرفته بود.
این بیت، مقدمات داستان کنیزک و خر را شرح میدهد. مولانا با صراحت بیان میکند که چگونه کنیزک، خر را برای برآوردن شهوت خود تربیت کرده بود. این تربیت دو طرفه بود: از یک سو، کنیزک حیوان را به این عمل «خو» داده بود و از سوی دیگر، حیوان نیز «پی برده بود» یعنی روش آمیزش با انسان را آموخته بود.
این بیت صرفاً یک توصیف شهوانی نیست، بلکه زمینهچینی برای نکتهٔ اصلی داستان است. مولانا در حال بنا کردن یک تمثیل است تا نشان دهد چگونه یک «صورت» یا ظاهرِ یک عمل، بدون درک «معنی» یا جزء پنهان و حیاتی آن، میتواند مرگبار باشد. در اینجا، صورت عمل، نزدیکی با خر است که کنیزک آن را مدیریت میکند. اما جزء حیاتی و پنهان آن، «کدو» است که اندازه را کنترل میکند. این بیت، مرحلهٔ اول یعنی تسلط بر «صورت» را نشان میدهد تا در ادامه، غفلت از «معنی» و نتیجهٔ فاجعهبار آن آشکار شود.
- بگان
- به عمل جنسی، به آمیزش و نزدیکی
- خو کرده بود
- عادت داده بود، تربیت کرده بود
- جماع
- آمیزش جنسی، نزدیکی
- پی برده بود
- فهمیده بود، راهش را یاد گرفته بود
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.