قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۴۶
M5:1346 — خر مهذّب گشته و آموخته / خوان نهادهست و چراغ افروخته
M5:1346
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خاتون با دیدن رفتار خر، آن را حیوانی تربیتشده و ماهر میبیند که گویی همچون یک میزبان آدابدان، همهچیز را برای لذت و شهوترانی آماده کرده است.
این بیت، بیانگر دیدگاه شگفتزده و در عین حال حسادتآمیز خاتون است که از شکاف در، رابطهٔ کنیزک و خر را تماشا میکند. او از اینکه خر چنان ماهرانه و «آدموار» عمل میکند، حیرت کرده است. در نگاه او، خر صرفاً یک حیوان نیست، بلکه موجودی «مهذّب» و «آموخته» است که گویی برای این کار، بساطی کامل و مهمانیای شاهانه ترتیب داده است.
عبارت «خوان نهادن و چراغ افروختن» کنایه از فراهم آوردن تمام مقدمات و آداب یک مهمانی یا یک رابطهٔ عاشقانهٔ تمامعیار است. این تصویرسازی نشان میدهد که خاتون چقدر تحت تأثیر این صحنه قرار گرفته و آن را یک رابطهٔ کامل و حسابشده میبیند، نه یک عمل حیوانی و غریزی. همین برداشت ناقص و سطحی است که او را به سمت تقلید کورکورانه و در نهایت هلاکت سوق میدهد، زیرا او فقط ظاهر آراستهٔ ماجرا را میبیند و از «کدو» یعنی جزء حیاتی و محافظ آن بیخبر است.
- مهذّب
- ادبآموخته، تربیتشده، پاکیزه
- خوان
- سفره، بهویژه سفرهٔ غذا و مهمانی
- افروخته
- روشن کرده
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.