قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۴۸
M5:1348 — از پی روپوش میگفت این سخُن / کای کنیزک آمدم در باز کن
M5:1348
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خاتون برای پنهان کردن اینکه کنیزک را در حال آمیزش با خر دیده است، وانمود میکند که تازه به خانه رسیده و از او میخواهد در را باز کند.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان را به تصویر میکشد که در آن، ریاکاری و پنهانکاری خاتون آشکار میشود. او که از شکاف در، راز کنیزک و خر را دیده و از حسادت شعلهور شده است، تصمیم میگیرد خود را بیخبر نشان دهد تا بتواند بعداً نقشهٔ خود را عملی کند.
عمل او، یعنی در زدن و صدا کردن کنیزک، یک «روپوش» یا سرپوش گذاشتن بر آگاهی و نیت واقعی اوست. او نمیخواهد کنیزک بفهمد که رازش فاش شده است. این پنهانکاری، زمینهساز فاجعهای است که در ادامه رخ میدهد. خاتون نه تنها حقیقت را از کنیزک پنهان میکند، بلکه مهمتر از آن، بر جهل خود نسبت به یک جزء حیاتی ماجرا (یعنی کدو) نیز سرپوش میگذارد. این «روپوش» گذاشتن نمادی از دیدنِ ناقص و فهمِ سطحی است که به هلاکت او میانجامد. او ظاهر عمل را میبیند اما از باطن و «دقیقه»ی آن بیخبر است و همین نگاه ناقص، او را به کام مرگ میکشاند.
- از پی
- برایِ، به منظورِ
- روپوش
- پنهانکاری، سرپوش گذاشتن، ظاهرسازی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.