قرائت دفتر ۵ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب بیت ۱۳۵۳

M5:1353 — چونک با جاروب در را وا گشاد / گفت خاتون زیر لب کای اوستاد

چونک با جاروب در را وا گشادگفت خاتون زیر لب کای اوستاد
وقتی کنیزک با جارویی در دست، در را باز کرد،خاتون زیر لب گفت: «ای استاد بزرگ!»
وقتی کنیزک برای پنهان کردن کارش، با جارویی در دست در را باز کرد، خاتون که از ماجرا خبر داشت، با کنایه و تمسخر زیر لب او را «استاد» خطاب کرد.

M5:1353

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.