قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۵۲
M5:1352 — در کف او نرمه جاروبی که من / خانه را میروفتم بهر عطن
M5:1352
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
کنیزک برای پنهان کردن کار خود، با جاروی کوچکی در دست تظاهر میکرد که مشغول نظافت جایگاه الاغ بوده است.
این بیت بخشی از صحنهسازی کنیزک برای پنهان کردن رابطهاش با الاغ است. او که با دق الباب خاتون غافلگیر شده، پیش از گشودن در، تمام اسباب کارش را پنهان میکند و با چهرهای درهم و ظاهری روزهدار به استقبال او میرود. جاروی کوچکی که در دست دارد، جزئی از این نمایش است. او با این کار میخواهد به خاتون بقبولاند که دلیل حضورش در آنجا، صرفاً تمیز کردن طويله (عطن) بوده است.
این بیت، زیرکی و سرعت عمل کنیزک در ساختن یک داستان ظاهری را نشان میدهد. او نه تنها با حالت چهره، بلکه با به دست گرفتن یک ابزار بیربط (جارو)، سعی در انحراف ذهن خاتون از حقیقت ماجرا دارد. این تظاهر به کار و نظافت، پوششی است بر شهوترانی پنهانی او. در نگاهی عمیقتر، این «جارو» نماد اعمال ظاهری و توجیهاتی است که انسان برای پوشاندن نیتهای باطنی و امیال نفسانی خود به کار میبرد.
- عطن
- جای خوابیدن شتران و گوسفندان، طويله، جایگاه حیوانات
- نرمه جاروب
- جاروی کوچک و نرم، خاکانداز
- کف
- کف دست
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.