قرائت دفتر ۵ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب بیت ۱۳۵۶

M5:1356 — زیر لب گفت این نهان کرد از کنیز / داشتش آن دم چو بی‌جرمان عزیز

زیر لب گفت این نهان کرد از کنیزداشتش آن دم چو بی‌جرمان عزیز
خاتون این حرف‌ها را زیر لب با خود گفت و از کنیز پنهان کرد،و در آن لحظه با او طوری رفتار کرد که انگار بی‌گناه و عزیز است.
خاتون با اینکه به راز کنیز پی برده بود، به روی خود نیاورد و با مهربانی ریاکارانه‌ای با او رفتار کرد تا بتواند نقشه‌اش را برای فرستادن او به بیرون از خانه اجرا کند.

M5:1356

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.