قرائت دفتر ۵ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب بیت ۱۳۷۱

M5:1371 — بر تو سرگین را فسونش شهد کرد / شهد را خود چون کند وقت نبرد

بر تو سرگین را فسونش شهد کردشهد را خود چون کند وقت نبرد
جادوی شهوت برای تو سرگین را به عسل تبدیل کرد،پس ببین در معرکه‌ی نبرد، با خودِ عسل چه خواهد کرد.
وقتی شهوت می‌تواند چیزی زشت و پست (مثل سرگین) را در نظرت زیبا و خواستنی (مثل عسل) جلوه دهد، پس ببین با چیزهایی که ذاتاً زیبا و فریبنده‌اند چه می‌کند و چطور آنها را اغراق‌آمیز و مقاومت‌ناپذیر به تو نشان می‌دهد.

M5:1371

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.