قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۹۸
M5:1398 — لقمه اندازه خور ای مرد حریص / گرچه باشد لقمه حلوا و خبیص
M5:1398
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت هشدار میدهد که انسان حریص باید در هر کاری، حتی لذتبخشترین کارها، حد و اندازه را نگه دارد و از شهوت و طمع بیاندازه بپرهیزد.
این بیت در دل داستان کنیزک و خاتون روایت میشود. خاتون به دلیل تقلید کورکورانه و شهوترانی بیحد، جان خود را از دست میدهد. مولانا از این داستان نتیجهای کلی میگیرد و مستقیماً خواننده را خطاب قرار میدهد.
«لقمه» در اینجا فقط به معنای غذا نیست، بلکه نمادی از هرگونه لذت، مقام، دانش یا تجربهای است که نفس انسان به آن طمع میورزد. «حلوا و خبیص» نیز کنایه از جذابترین و فریبندهترین لذتهاست. پیام اصلی این است که حتی در پی دلپذیرترین امور نیز باید «اندازه» را شناخت و رعایت کرد. این «اندازه» همان عقل، شرع، یا راهنمایی استادی است که از آن غفلت شده بود. همانطور که خاتون به دلیل نادیده گرفتن «کدو» (که نماد همان اندازه و محدودیت بود) هلاک شد، هر انسانی که در برابر حرص و شهوت نفس تسلیم شود و حد و مرزها را بشکند، خود را به ورطه نابودی میکشاند. این اصل، یکی از پایههای اخلاق و سلوک در عرفان است: کنترل نفس و پرهیز از افراط (اسراف).
- خبیص
- نوعی حلوای قدیمی که از خرما و روغن درست میشد؛ کنایه از شیرینی و لذت بسیار.
- حریص
- طمعکار، آزمند.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.