قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۹
M5:3099 — جهد کن کز جام حق یابی نوی / بیخود و بیاختیار آنگه شوی
M5:3099
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مولانا میگوید که بیاختیاری واقعی، نتیجهٔ یک تلاش معنوی و رسیدن به مستی از عشق حق است، نه بهانهای برای تنبلی و گناه.
این بیت در میانهٔ بحثی طولانی دربارهٔ جبر و اختیار آمده است. مولانا در اینجا به کسانی که با بهانهٔ تقدیر و سرنوشت از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند، پاسخ میدهد. او میگوید بیاختیاریای که عارفان از آن دم میزنند، با بیعملی و سستیِ جبریمذهبان کاملاً متفاوت است.
بیاختیاری حقیقی، یک مقام و مرتبهٔ معنوی است که پس از مجاهدت و کوشش فراوان به دست میآید. سالک با اختیار خود تلاش میکند (جهد کن) تا از «جام حق» سرمست شود. این جام، نماد عشق الهی، معرفت و فنا شدن در ذات اوست. وقتی انسان از این شراب روحانی نوشید و به «مستی» رسید، آنگاه است که اختیار جزئی او در ارادهٔ کلی خداوند محو میشود. در این حالت، او دیگر از خود ارادهای ندارد و هرچه میکند، خواست و فعل حق است که از طریق او جاری میشود.
بنابراین، مولانا میان دو نوع بیاختیاری تمایز قائل میشود: یکی بیاختیاری دروغین که بهانهای برای گناه و تنبلی است و دیگری بیاختیاری راستین که ثمرهٔ کوشش و سلوک معنوی است. او خطاب به جبریمسلکان میگوید: شما که هنوز در ابتدای راه هستید و طعم آن مستی را نچشیدهاید، حق ندارید ادعای بیاختیاری کنید. ابتدا با همین اختیار خود تلاش کن تا به آن مقام برسی، آنگاه معذور خواهی بود.
- جهد کن
- تلاش کن، کوشش کن
- جام حق
- جام حقیقت، استعاره از عشق و معرفت الهی که انسان را مست و بیخود میکند
- نوی
- تازگی، حالتی نو، مستی
- آنگه
- آنگاه، در آن زمان
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.