قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۱۰۴
M5:3104 — دست و پای ما می آن واحدست / دست ظاهر سایه است و کاسدست
M5:3104
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اعمال و حرکات حقیقی انسانِ مست از بادهٔ الهی، ناشی از ارادهٔ خداوند است و این دست و پای جسمانی فقط سایهای بیجان و ابزاری در دست آن قدرت برتر است.
این بیت در ادامهٔ بحث جبر و اختیار، به حالتی خاص از فنای ارادهٔ انسانی در ارادهٔ الهی اشاره دارد. مولانا توضیح میدهد که وقتی انسان از «جام حق» سرمست میشود و به مقام «بیخودی» میرسد، دیگر اختیار فردی او مطرح نیست. در این مرتبه، دست و پای او که نماد افعال و کردار اوست، مستقیماً توسط آن «شراب واحد» (می آن واحد) که همان اراده و عشق الهی است، به حرکت درمیآید.
در مقابل این دست و پای حقیقی و معنوی، دست و پای ظاهری و جسمانی ما (دست ظاهر) تنها «سایه»ای از آن حقیقت است. سایه اصالتی از خود ندارد و تابع صاحب سایه است. همچنین این ابزار جسمانی در قیاس با قدرت بیکران الهی، «کاسد» یعنی بیرونق، ناکارآمد و کند است. بنابراین، انسانی که به این مقام رسیده، در اعمال خود معذور است، زیرا فاعل حقیقی دیگر «منِ» او نیست، بلکه خودِ حق است که از طریق او عمل میکند. این همان مقامی است که در آن، جبر نه یک بهانه برای گریز از مسئولیت، بلکه توصیف یک واقعیت معنوی والاست.
- می آن واحد
- شراب یکتا؛ استعاره از عشق، اراده یا تجلی خداوند واحد که انسان را از خود بیخود میکند.
- کاسد
- بیرونق، بیارزش، از کار افتاده.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.