قرائت› دفتر ۵› بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک› بیت ۳۵
M5:35 — کل توی و جملگان اجزای تو / بر گشا که هست پاشان پای تو
M5:35
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ای انسان کامل، تو اصل و کلیتی هستی که تمام موجودات، اجزای تو به شمار میروند؛ پس گره از کارشان بگشا، زیرا مشکل آنها مشکل توست و قدرت تو میتواند آنها را رها سازد.
در این بخش، مولانا آیهٔ قرآن در مورد حضرت ابراهیم و چهار پرنده را تفسیر میکند. او انسان کامل یا سالک راه حق را «خلیلِ وقت» مینامد و چهار پرنده (طاووس، خروس، کلاغ و مرغابی) را نماد چهار خصلت ویرانگر نفسانی (جاهطلبی، شهوت، حرص و آرزوهای دنیوی) میداند. ابیات پیشین از این سالک میخواهند که سر این چهار پرنده را ببرد تا روح از اسارت آنها آزاد شود.
این بیت، دلیل این قدرت و مسئولیت را توضیح میدهد. مولانا خطاب به انسان کامل میگوید: «تو "کل" هستی و همگان اجزای تو». این بیانگر دیدگاه وحدت وجودی است که در آن، انسان کامل به عنوان مظهر جامع اسماء الهی، اصل و ریشهای است که دیگران به او متصلاند. او مانند یک کل است که دیگران اجزای آن هستند. بنابراین، رهایی و گرفتاری آنها به او وابسته است.
مصرع دوم، «بر گشا که هست پاشان پای تو»، این مسئولیت را عملی میکند. «بر گشا» یعنی گره را باز کن، مانع را بردار. از آنجا که پای آنها (نماد حرکت و تواناییشان) در واقع پای توست، تو هم قدرت گشودن بند از پایشان را داری و هم مسئولیت این کار بر دوش توست. رهایی آنها، رهایی خود توست و گرفتاریشان، گرفتاری تو. این بیت، نقش محوری انسان کامل را در نظام هستی و مسئولیت او در قبال هدایت و رهایی دیگران برجسته میسازد.
- کل
- تمامیت، کلیت، اصل و واحد جامع
- جملگان
- همگی، تمام آنها
- بر گشا
- باز کن، رها کن (فعل امر از گشودن)
- پاشان
- پای آنها (ترکیب «پا» و ضمیر «شان»)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.