قرائت› دفتر ۵› بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک› بیت ۴۷
M5:47 — یک زمان نبود معطل آن گَلو / نشنود از حکم جز امر کُلوا
M5:47
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، طبیعت سیریناپذیر حرص را توصیف میکند که همواره در حال بلعیدن است و به هیچ فرمان دیگری جز ارضای بیوقفهٔ خود توجهی ندارد.
این بیت در ادامهٔ تمثیل چهار مرغ نفس است که مولانا برای تفسیر آیهٔ «خُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ» (بقره: ۲۶۰) به کار میبرد. در این تمثیل، «اردک» (بط) نماد «حرص» است. بیت پیشین توضیح داد که اردکِ حرص، همچون جویندهٔ گنج، مدام نوکش را در خاک فرو میبرد تا چیزی بیابد.
این بیت، آن تصویر را کامل میکند: گلوی این اردک (یعنی طبیعتِ حرص) یک لحظه هم آرام و قرار ندارد و از کار نمیایستد. از میان تمام احکام و فرمانهای الهی، گویی فقط یک امر را شنیده و به آن عمل میکند: «کُلوا» یعنی «بخورید». این اشارهای است به آیهٔ «كُلُوا وَاشْرَبُوا» (بخورید و بیاشامید) که در قرآن آمده، اما حرص آن را از معنای اصلیاش تهی کرده و به مجوزی برای مصرفگرایی سیریناپذیر تبدیل کرده است. در واقع، فرد حریص، تمام دین و معنا را بهانهای برای بلعیدن بیشتر دنیا میکند و گوشش به روی هر پیام معنوی دیگری بسته است.
- معطل
- بیکار، بیحرکت، منتظر
- گَلو
- گلو، حلق
- حکم
- فرمان، دستور (در اینجا مقصود احکام الهی است)
- کُلوا
- بخورید (فعل امر جمع در زبان عربی)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.